یک روز برای یک عمر کم نیست؟!وقتی چشمهای خسته اما مهربانت،در گرد گچ،به پای من و تخته سیاه میسوخت،تا ذره ای از آگاهی خدا، در من تجلی یابد،چه کودکانه از روزهایی گذشتم که جوانی ات در آن پیر شد..#پریساحیدری
برچسب: نویسنده: نیکان حسینیپور تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 17:27