پاییز،
قطره های ریز ریز،
آسمان و ابر و دریای مواج،
خاطرات عاشقانه و دلاویز،
وبلاگ آخرین کلمه وبلاگ خوشه کلمه وبلاگ انگور کلمه ، زیر نور تند خورشید ،
روی دیوار ، پشت پرچین،
و نگاه پرحسرتِ کودک همسایه به آن ، خشک همچون برگ وبلاگ انگور کلمه ،
آنطرفتر ، رفتگر ، با ساز جارویی خود،
مینوازد قطعه ای از شعر برگ،
با نت خش خش و با آهنگ جوی ،
پیرمردِ سرِ کوچه ، بی صدا نشسته بر سکوی در ،
تنها و باز هم منتظر،
و صدای خنده های بچه ها ، وقت بازی ،
می نشاند خنده بر لبهای مردِ پیرمرد،
پاییز،
اشکهای گرم و ریز،
خشکی نگاه و سرمای خزان،
در زیر پوست شهر پیداست ،
وبلاگ خوشه کلمه ی وبلاگ انگور کلمه دست نخورده و هوهوی باد ،
در کنار عطر جانانه ی نان ، زیر چادر سفید ،
لیک در کنار این همه نارنجی و قرمز و زرد ،
ردپای رنگ سبز هنوز برجاست ،
ریشه ی قوی تاک ، به زیر خاک ،
همچنان به کار خود مشغول است ،
و زمین میچرخد ، با همان سرعت قبل،
نیز مهر، گرم میتابد به مهر ،
در فصلی که با ماه مهر،
مهربان آغاز شد...
#پریساحیدری
برچسب:
نویسنده: نیکان حسینیپور