گویند : خواستن، توانستن است،
اما تا توانستنی نباشد، خواستنها بیهوده اند
برای جوانی که دستهایش پر از خالیست،
برای پدری که هرچه میدود، به لبخند کودکش نمیرسد،
برای پیرمردی که خمیده است ولی همچنان خم میشود برای کسب لقمه ای نان از دستان کارفرما، درحسرت آسایش بازنشستگی،
برای زن تنهایی که هرچقدر هم فرار کند، باز پایش با تله ی روزگار درگیر میشود،
برای کودکان کار،
چه خواستنی میتواند وجود داشته باشد؟!
کاش میتوانستم..
پریسا
برچسب: کاش می توانستم,کاش میتوانستم بگویم دوستت دارم,کاش می توانستم فراموشت کنم,کاش میتوانستم بگویم,کاش میتوانستم گریه کنم,كاش مي توانستم,ای کاش میتوانستم خون رگان,ای کاش میتوانستم خون,ای کاش میتوانستم خون رگان خود,انشا ای کاش میتوانستم,
نویسنده: نیکان حسینیپور
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 7:19