با تنهایی یا تن ها
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 18:22
تنهایی همیشه بد نیست، گاهی باید تنها شد، تنها بود، تنها ماند و تنها رفت.. به قول مادرم: اگر تنهایی بد بود که خدا تنها نبود، اما گاهی نیز میگوید : تنهایی فقط برای خداست! این روزها اگر جایی به جمعی برخوردی، شک نکن که پای نفع عده ای در بین است و پای فداکاری عده ای دیگر، زندگی در تنهایی به من آموخت که ب...
برای تو که مرا میخوانی
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 18:22
بزن در این خانه را، چشمان من خیره به در، مشتاق دیدار تواند، بخوان مرا، ساده بخوان خط به خط این واژه ها، همدرد و همراه تواند، گرچه مجازی و غریب، لیکن فضای خانه ام، با رنگ و بوی ساده اش، محتاج افکار تواند.. دنیای سرد واقعی، دور است از دستان من، روزهای خوب سادگی، رفتند از احوال من، در غربتی که مانده ام...
دلم خیلی هواتو کرده
-
تاریخ: 1395/8/13 ساعت: 8:32
خسته بودم، یاد تو از پیکرم بُرد خستگی، یاد من آورد صبوری و خشوع بندگی، ضامن آهو که باشد پادشاه قلب من، میگریزد از وجودم ناامیدی، بردگی، من بسی خوشبخت هستم زیر چتر مهر تو، یا رضا میگویم و شیرین گردد زندگی، یا رضا و یا رضا و یا رضا گویان روم، سوی منزلگاه پرنورش با شرمندگی، یک شفاعت از تو نزد حق، برایم...
گاهی بی خیال!
-
تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 0:42
بی خیالی آنقدرها هم بد نیست، مثلاً وقتی بی خیال ماه میشوی و با ابرهای تیره عشقبازی میکنی، مثلاً وقتی دنیا درگیر جنگ بر سر نفت است و تو برای شمعدانیها قصه میگویی، شعر میسازی، مثلاً وقتی به رویت لبخند میزنم و تو در افکارت گمی و من بی خیالِ ناراحت شدن میشوم،مثلاً وقتی بی خیال خواب شبانه، پرستار میشوم ت...
فلسفه ی بودن من!
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 11:56
مادرم با مهر گفت : تو مادر شده ای، از برای حفظ نسلت، مادرم مرا هنوز نشناخته آیا که چنین می گوید؟! لحظه ای فکر من آشفت که نکند فلسفه ی بودن من هم این بود، تنها حفظ نسل؟! پس فرق من و سایر موجودات چیست؟من مادر شدم و دوباره مادر شده ام، تا که از دست نرود فرصت رشد عاطفه، تا نمیرد خاطره، تا بروید شاید، یک...
احساس یک طرفه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
دلتنگی احساس عجیبی ست و از آن عجیبتر این است که دلت بسوی کسانی پر بکشد، که فراموشت کرده اند، دوری و غربت تلخ است ولی تلختر از آن، بی مهریست و فاصله، مقدمه ایست بر دل کندن اما خوب میدانم که اگر دل کندن آسان بود، فرهاد کوه نمیکَند پریسا
خورشید باش
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
خورشید که باشی , هراسی از شب نیست ماه وقتی برای خودنمایی نمی یابد , گرچه میدانم کسی بر پیچش پیچک تنها , به دور تاک همسایه , خرده نمیگیرد, ولی ای کاش یاس باغچه ی خودت را بوییده بودی.. پریسا
سراب
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
گاه می اندیشم به خودم به تو و لحظه ی همراه شدن و به این شهرِ غریبگرچه سهراب سرود :دور باید شد از این خاکِ غریب، و یقین دارم که باید رُفت و رَفت، ولی پاهایم عجیب در بندِ توستدر بند تو وُ بی کسی و تنهاییگاه میخواهم که داد برآورم : جای ماهی تنگ نیست، دریای آبی بایدشگاه میخواهم به هر کس میرسم، دردهای دل...
کاش میتوانستم..
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
گویند : خواستن، توانستن است، اما تا توانستنی نباشد، خواستنها بیهوده اند برای جوانی که دستهایش پر از خالیست، برای پدری که هرچه میدود، به لبخند کودکش نمیرسد، برای پیرمردی که خمیده است ولی همچنان خم میشود برای کسب لقمه ای نان از دستان کارفرما، درحسرت آسایش بازنشستگی، برای زن تنهایی که هرچقدر هم فرار کن...
تلخ مثل بعضی آدمها
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
بعضی آدما هستند که اگه خودتم واسشون بکشی، باز بهت اعتماد ندارن، اینجور وقتا یا اونا خیلی بددل و شکاک هستن یا تو خیلی بامحبتی که باید متعادل بشی، بعضی آدما هم هستن که تا بهت میرسن، همش از چیزایی ازت میپرسن که توش ضعف داری، از مشکلات خانوادگیت، حتی گاهی خودت از روی تجربه ای که از برخورداشون کسب کردی، ...
مادرشدن،قسمت آخر
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
نُه ماه گذشتو اکنون شمارش معکوس آغاز شدهچه کسی به جز مادر میتواند این همه انتظار را تحمل کند، این همه احساس عجیب و غریب را در وجودش بپذیرد، این همه صبور باشد، این همه... مادرم! قدر تو را فقط زمانی دانستم که مادر شدم، وپیش از آن نابینایی بودم که فقط ادای آدمهای بینا را در می آوردم، و من برای تکرار دو...
درد دلهای منطقی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 7:19
من: می بینی؟! زمانیکه انتظار تولد آنوشا رو میکشیدیم، همینطور تو غربت بودیم و من تنها و تو هم لبریز از حس دلواپسی، تا اینکه دلت طاقت نیاورد و ماه آخر، منو بردی خونه ی مادرم تو:آره،یادمه من:لابد خواست خداست که بعد از پنج سال، توی یه شهر دیگه،بازم همون روزها تکرار بشه ولی ای کاش میتونستم بعد از تولد پس...